گذشته ام را دوست ندارم. سي و يك سال گذشته و من هنوز وقتي به عقب نگاه ميكنم، يك صحنه كه دلت بخواهد برگردي و از آنجا شروع كني يا حداقل يك بار ديگر تجربهاش كني نيست. تنها تصويري كه دلم مي خواهد يك بارِ ديگر آنرا داشته باشم زماني ست كه پنج سالم بود. [...]
بایگانیِ آوریل 2011
داستانِ روزهايِ قهوهاي
ارسالشده در Uncategorized در آوریل 10, 2011 | ۱ دیدگاه »